وقتی که تمام کوچه درگیر تو بود
خورشید طلاکاری تصویر تو بود
من آمدم و اسیر چشم تو شدم
اینبار قبول کن که تقصیر تو بود
**************************
دعوتت میکنم امشب به نبودنم به یادم
تو به من دنیارو دادی من به تو خاطره دادم

وقتی که تمام کوچه درگیر تو بود
خورشید طلاکاری تصویر تو بود
من آمدم و اسیر چشم تو شدم
اینبار قبول کن که تقصیر تو بود
**************************
دعوتت میکنم امشب به نبودنم به یادم
تو به من دنیارو دادی من به تو خاطره دادم

نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نامهربان بودیم و رفتیم
برایم این دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
غروب شد
خورشید رفت ...
آفتابگردان دنبال خورشید می گشت ،
ستاره اومد و چشمک زد
آفتابگردان سر به زیر انداخت .
رازی برای تو فاش می کنم
عزیز ترینم
رازی از چهاردهم ماه هفت .
باز بوی مهر ، بوی ماه مهربان ..
و این ترانه ی کودکی که زمزمه می کنم ! و ماه مهر ، ای ماه مهربان با تمام خاطرات خوش و تلخت ، 14 روز گذشته از تو و... من ، هنوز در گذشته های خود غمناکم و لبخند ملیحانه ام زیباست!
و ماه مهربان ، ای ماه مهربان مهر ،
من ایستاده ام ونظاره می کنم خاطره هایم را : عجب ! یک روز و سه مرگ وسه زندگی و سه خنده و سه گریه و عجب معجزاتت پاک و اندوهناک اند ، ماه مهربان.
ماه در 14 خود نشسته بر تخت آسمان : زیباتر ! و حافظیه ی دو سال پیش و فال حافظی که نویدم داد : " یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ؟ " و آن گاه چشمان کیمیا، دخترکی که قصه ام کرد و ادامه ی حافظ خوانی : " دوستی کی آخر آمد ؟ دوستدارن را چه شد ؟ "
و دوستی ، دوستم کرد با درخت و آب ، خورشید و ابر ، ابر و دریا ،خاک و کیما ... و خدا چه شادمانه بود بر من و اندوه که دوستی را پایانیست نه سزاوار عشق !
14 ام عزیز ، در تو بر دخترک سیاه موی سپید دل قصه ام عاشق شدم و ای تو شوم تر از 13 چه خوب می دانی که زمستان ، چه زمستانی زد دلم را و کیمیا، آن دخترک سپید روی سیاه دل هم !
کیمیای من ، نای من ، هوای من رفت و اما درخت ، مادر اکسیژن ؛ هوای تازه بسیار می زاید .. ..
اما ای 14 ام ، ای 14 ام عجیب ! مادر ملیحه ی گریه ام : بر من ثابتم شد که هیچ گاه قمر مهر ، مهربان نزاده ست . و ملیحه ای که 14 ام ، ای 14 ام غمناک از تو زاده شد ، می توانست، خدائیم کند ... و فرزند تو ای ماه درخشان کامل ، چقدر حقیرانه غروب را آغوش شد.
باز بوی مهر ، بوی ماه مهربان !
ترانه ی کودکی می خوانم هنوز ، و دوباره درخت زنده است و هوا از برکت تو مهربانترن ماهم ، هنوز تنفس می کند و تازه می شود و نگین ... .
تو هم هدیه ی ماه مهربانی. نوشتم برای تو ، از خودم ... و از تمام راز 14 ام که در عظمتش 2 بار مردم و 2 بار زیستم و تو... توئی که عزیزترینی ، بزرگواترینی و مهری ترین ، مرگ و نفس سومی که از تو زنده ام و به ماه کامل 14 سوگند : دوست دارمت !
بعد نوشت :
چهاردهم مهر برای من
روزی که با کیمیا ، عشق آغاز شد ...
سالروز تولد ملیحه ( میلاد با سعادت [!] محصول مشترک حاج آقا محمد رفیع و بانو رقیه ) البته با ضمانت سام سرویس
و روزی که عهد کردم از این پس فقط برای تو باشم ، نگین عزیز ...